السيد حامد النقوي

406

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

أولى به تصرف در آن جناب نبوده‌اند ] [ 1 ] . أقول : در آيهء إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ قرينهء اتباع و مثل آن مانع است از ارادهء « اولويت به تصرف » بخلاف ما نحن فيه ، فلا يقاس أحدهما على الآخر . و ظاهر است كه هر گاه « مولى » بمعنى « أولى » باشد و « أولى » مطلق است و تقييدى در آن واقع نيست ، پس محمول بر اولويت در جميع امور خواهد بود و هر گاه اولويت در جميع امور ثابت شد ، اولويت بالتصرف بالبداهة متحقق گرديد . و اما اينكه « أولى » بسبب عدم تقييد محمول بر اولويت در جميع امور است ، پس بافادات ائمهء سنيه و اكابر ايشان ثابت است . سابقا شنيدى كه زمخشرى ، و نيسابورى ، و بيضاوى ، و عينى ، و غير ايشان در تفسير آيهء النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ [ 2 ] اطلاق « أولى » را دليل اين معنى گردانيده‌اند ، كه آن حضرت « أولى » در جميع امور است ، و هر گاه بتصريحات ائمهء محققين ، و اكابر مفسرين ، و اعاظم مدققين ، و اماثل متبحرين ، و أفاضل معتبرين ، و أفاخم معتمدين مشايخ متسننين بكمال توضيح و تبيين ثابت است كه اطلاق « أولى » دلالت دارد بر اولويت در جميع امور ، پس چونكه لفظ « مولى » در حديث غدير مطلق است ، و تقييدى در آن غير واقع ، محمول بر عموم خواهد بود ، پس اولويت بالتصرف بالقطع و اليقين ثابت گرديده ، و شبهات ركيكه و توجيهات سخيفه ، و تشكيكات واهيهء ، و تأويلات بارده ، و اختراعات

--> [ 1 ] تحفه اثنا عشرية : 329 . [ 2 ] الاحزاب : 6 .